تبليغاتX
دوستانه

دوستانه
حاوی متون ادبی که خودم نوشته ام و جنبه دوستانه دارد

 

سلام به همه شكوفه هاي سال ۹۱

سلام به همه جوانه هاي سبزرنگ سال ۹۱

سلام به انديشه هاي نو در سال ۹۱

سلام به هر آنچه كه در سال جديد خلق شد و

سلام به هر آنكس كه مي خواهد شاهكاري جديد در اين سال نو پديد آورد

سلام به تو كه به بهتر شدن و بهتر ماندن مي انديشي

سلام به تو كه امسال را با آرزوها و آرمان هايي نو شروع كردي

سلام به من و تو كه با توكل با خداي زيبا آفرين امسال را آباد خواهيم كرد

و سالي پر بار تحويل خواهيم داد

انديشه تو فردايت را مي سازد پس زيبا بيانديش

 

[ دوشنبه 14 فروردین1391 ] [ 7:48 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

هر آنچه بوي محبت داشته باشد زيباست و تو زيبايي چون تار و پودت را نوازش كرده اند. چون با تك تك گره هايت درد و دل كرده اند.

تو ديدي اشك هاي دختر 14 ساله را تو شنيدي خنده هاي كودك كنار او را. تو را دوست دارم، رنگت را، طرحت را. تقارنت مايه آرامش است و نقش و نگار ظريفت نماد حركت.

آن هنگام كه بر سطح مخملينت  مي نشينم و به دنياي درونت سرك مي كشم جز اعجاز چيزي عايدم نمي شود. تو سراسر عشقي و سرشار از رمز و راز.

يادت است؛ آن شب كه بر رويت نشستم و براي آمرزش بافنده ات دو ركعت نماز عشق خواندم و تو شنيدي نجواي محرمانه ام را با خداوند.

زيبايي تو هر بيننده اي را متحير مي كند، ظرافت تو هر عاشقي را مجذوب مي كند. فرش ايراني يعني عشق، يعني صفا و يعني سجاده. آري تو همواره سجاده اي و در خانه ايراني همواره نماز بر تو برپا مي شود. همواره پاك و مطهري.

دوستت دارم و مستانه مخمل عشق مي خوانمت و با گام هاي نرم خود نوازشت مي كنم.

[ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 9:20 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

سلام به همه دوستاي دوست داشتنيه خودم به خاطر اين همه وقفه معذرت مي خوام. ولي دست پر برگشتم. شايد تعجب كنيد مني كه حتي تو سفر آپ مي كردم چي شد اين همه مدت غايب بودم! بايد بگم كه درگير درس و دانشگاه بودم. همزمان تو دو رشته مي خواستم كنكور بدم و حسابي سرم شلوغ بود، سوار قطاري بودم كه هيچ توقفي تو اين ايستگاه نداشت ولي الآن ترم دوم هستم و همه چي به روال عادي خودش برگشته پس باز منتظر پست هاي جديدم باشيد.

[ پنجشنبه 18 اسفند1390 ] [ 5:54 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

دختر كوچولوي اين قصه، نقشش با گريه هاي مكرر شروع مي شه! اونقد گريه مي كنه كه بالاخره يكي مثل من ازش مي پرسه:

- چي شده؟ مشكلي پيش اومده؟

- نه! ولم كن! تنهام بذار! تو اين مملكت واسه گريه كردن هم بايد اجازه بگيريم؟!

جا خوردم، فهميدم كه توپش حسابي پره. چيزي نگفتم و ساكت كنارش نشستم. آخه اونم يكي بود مثل من! يه آدم! يكي كه مثل من وجود داره و قراره به كمال برسه و داناتر و مهربونتر به اون دنيا برگرده! كسي كه روح خدا تو وجودش دميده شده!

بعد كه كمي آروم شد سرشو بلند كردو به روبه رو خيره شد! گفت: واسه چي اينجا نشستي؟! اصلا خوشم نمياد كه كسي بهم ترحم كنه تا به خيال خودش واسه اون دنيا خير و ثواب جمع كنه!

چيزي نگفتم؛ داشتم از ديدن منظره اي كه روبروم بود لذت مي بردم؛ خورشيد داشت غروب مي كرد و وقتي نورش از لا به لاي برگهاي سرسبز درختاي پر سن و سال به چشمم مي رسيد، حس خوبي بهم القا مي كرد.

دختره يهو نطقش باز شد و گفت: همه چي از اونجايي شروع شد كه فكر مي كردم واسه چي نبايد با پسرا دوست بشم. دختر بدي نبودم فقط دوست داشتم اونجوري كه فكر مي كنم درسته زندگي كنم؛ نه اونطوري كه بزرگترا مي گن درسته! ...

[ یکشنبه 9 خرداد1389 ] [ 5:14 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

سلام به همه دوستای خوبم.

سال نو رو به همتون تبریک می گم.

دوست داشتم یه متن جالب و خوندنی برای سال جدید بنویسم ولی وقت نکردم.

امیدوارم سال خوبی پیش رو داشته باشیم.

[ چهارشنبه 4 فروردین1389 ] [ 6:15 بعد از ظهر ] [ نرگس ]

[ جمعه 11 دی1388 ] [ 5:4 بعد از ظهر ] [ نرگس ]
درباره وبلاگ

سلام به دوست دوست داشتنی خودم.قبل از هر چیز بهت خوش آمد می گم. امیدوارم محیطی باشه که بتونیم راحت با هم درددل کنیم!
امکانات وب


قالب وبلاگ

دانلود رایگان بازی و برنامه

كدهای جاوا وبلاگ




انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس